مثبت و منفی
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387
بیایم به اتفاقات زندگی با دید منفی نگاه کنیم...همیشه مثبت اندیشی جواب سوال هامون رو نمیده
داستانک
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
سر سجاده ایستاده بود و اذان نمازش را میگفت ... بوی غذا که به مشامش رسید، با لبخند گفت: میبینم که غذای مورد علاقه منو درست کردی! و ادامه داد: حتماً دوباره میخوای منو سرکیسه کنی! زن از توی آشپزخانه جواب داد: نه، این دفعه رو به عشق خودت درست کردم؛ پول نمیخوام! مرد یکّه خورد. یادش رفت کجای اذان بوده ... نیت کرد: نه بخاطر بهشت و جهنم، فقط به عشق خودت... الله اکبر...
از: مشترک مورد نظر
موبایل و شازده کوچولو
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
پنجشنبه هفدهم بهمن 1387
تموم کردن شازده کوچولو اونم تو مسیر بازگشت به خونه رو صندلی های اتوبوس خیلی لذت بخشه...مخصوصا اگه موبایلت این وسط نقش کتاب رو بازی کنه
کافی نت
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
خيلي دوست دارم وقتي برای انجام کاری به کافی نت میرم كسي رو پشت يكي از كامپيوترها ببينم كه داره وبلاگي رو ميخونه و كامنت ميزاره يا داره پست جديد وبلاگش رو مينويسه. هميشه برام سوال بوده پس اين جماعت وبلاگ نويس كجاها سرو كلشون پيدا ميشه...
چرا من تا حالا بهشون برخورد نكردم...
چرا من تا حالا بهشون برخورد نكردم...
پ.ن: چندین ماه است تو کافی نت وبلاگم رو بروز میکنم
هر کسی میتونه عکاس خوبی باشه
دوشنبه هفتم بهمن 1387
دوشنبه هفتم بهمن 1387
هر کسی میتونه عکاس خوبی باشه به شرطی که همیشه یه دوربین همراهش باشه...آخه این دنیا پر از سوژه های ناب برای شکار کردن...