غول تنهایی
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
آدم ها گاهی آرامشت را می برند و گاهی دلت را...
زمانی از ترس دزد پشت پنجرهای خانه ات میله کار میگذاری و زمانی دیگر که اسیر غول تنهایی میشوی دعا میکنی دزدی بیاد و میله های خانه ات را ببرد...
زمانی از ترس دزد پشت پنجرهای خانه ات میله کار میگذاری و زمانی دیگر که اسیر غول تنهایی میشوی دعا میکنی دزدی بیاد و میله های خانه ات را ببرد...
یک توضیح
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386
توضیحی واجب:
فوتوبلاگ یعنی عکسهایی که از دنیای پیرامونت میگیری رو بزاری توی فوتوبلاگت! ولی این عکسهایی که من تو فوتو بلاگم میزارم هیچ کدومش رو خودم ننداختم...ولی در آینده ای نسبتا دور شاهد عکسهای خودم خواهید بود...
هیچ کس...
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
هیچ کس ما را نمی آرد به خاطر ای عجب
یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما
لیلی نام دیگر آزادی
شنبه یازدهم فروردین 1386
شنبه یازدهم فروردین 1386
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت، خدا دنياي بي زنجير آفريد. آدم بود كه زنجير را ساخت، شيطان كمكش كرد. دل، زنجير شد، زن، زنجير شد. دنيا پر از زنجير شد و آدم ها همه ديوانه زنجيري! خدا دنيا را بي زنجير مي خواست. نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است. امتحان آدم همین جا بود. دستهای شیطان از زنجیر پر بود. خدا گفت: زنجیرهایتان را پاره کنید. شاید نام زنجیر شما عشق است. یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. نامش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری. این نام را شیطان بر او گذاشت. شیطان آدم را در زنجیر می خواست. لیلی، مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چه می خواهد. لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند. لیلی زنجیر نبود. لیلی نمی خواست زنجیر باشد. لیلی ماند، زیرا لیلی نام دیگر آزادی است
ساير:
لیلی خودش را به آتش کشید/ لیلی تشنه تر شد/ لیلی زیردرخت انار/ لیلی تمام دختران زمین است / شیطان از انتشار لیلی می ترسد / لیلی رفتن است
ساير:
لیلی خودش را به آتش کشید/ لیلی تشنه تر شد/ لیلی زیردرخت انار/ لیلی تمام دختران زمین است / شیطان از انتشار لیلی می ترسد / لیلی رفتن است

