خواب
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385
بيا به خوابم
همان قرار
به همان آدرس هميشگي
گرچه فيلتر شده است
اما
تو هميشه
فيلتر شكن به روزي داري
چشمت را ببند و
كليك كن
همان قرار
به همان آدرس هميشگي
گرچه فيلتر شده است
اما
تو هميشه
فيلتر شكن به روزي داري
چشمت را ببند و
كليك كن
" پاگرد "
مادر + فکر اساسی
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385
دوشنبه بیست و ششم تیر 1385
» دو چشمم مانده به در/ نمي آيد چرا مادر/ تا بشيند روي تختم/ بخواند برايم / لالايي/ بخوابم ببينم/ خوابهايي رويايي/ نمي آيد چرا مادر/ تا ببوسم صورتش را/ ببويم دستش را
اين شعر رو من هفت سال پيش سرودم
» مادر بصورت گرافيكي
» در حالي كه ما داريم اين جا به خوبي و خوشي زندگي ميكنيم!!! همين بغل دستمون دارن مردم بي گناه رو به كشتن ميدن...با تظاهرات و محكوم كردن هم هيچ چيز درست نميشه. مردم ايران و جاهاي ديگه چندين ساله دارن در روز قدس تظاهرات مي كنن براي آزادي فلسطين اما هر روز اوضاع هر روز بدتر ميشه...بايد فكري اساسي كرد.
» در حالي كه ما داريم اين جا به خوبي و خوشي زندگي ميكنيم!!! همين بغل دستمون دارن مردم بي گناه رو به كشتن ميدن...با تظاهرات و محكوم كردن هم هيچ چيز درست نميشه. مردم ايران و جاهاي ديگه چندين ساله دارن در روز قدس تظاهرات مي كنن براي آزادي فلسطين اما هر روز اوضاع هر روز بدتر ميشه...بايد فكري اساسي كرد.
ليلي، نام تمام دختران زمین است
شنبه بیست و چهارم تیر 1385
شنبه بیست و چهارم تیر 1385
خدا مشتي خاك را برگرفت. ميخواست ليلي را بسازد، از خود در او دميد. و ليلي پيش از آنكه با خبر شود، عاشق شد. سالياني ست كه ليلي عشق مي ورزد. ليلي بايد عاشق باشد. زيرا خدا در او دميده است و هر كه خدا در او بدمد، عاشق مي شود. ليلي نام تمام دختران زمين است، نام ديگر انسان.
خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است، عشق. و هر كه عاشق تر آمد، نزديكتر است. پس نزديكتر آييد، نزديكتر.
عشق، كمند من است. كمندي كه شما را به پيش من مي آورد. كمندم را بگيريد. و ليلي كمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من. با من گفتگو كنيد. و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد. خدا گفت: عشق همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند. و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند.
خدا گفت: به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد. آزمونتان تنها همين است، عشق. و هر كه عاشق تر آمد، نزديكتر است. پس نزديكتر آييد، نزديكتر.
عشق، كمند من است. كمندي كه شما را به پيش من مي آورد. كمندم را بگيريد. و ليلي كمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من. با من گفتگو كنيد. و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد. ليلي هم صحبت خدا شد. خدا گفت: عشق همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند. و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند.
بخشهاي قبلي:
ليلي، خودش را به آتش كشيد / ليلي، تشنه تر شد / ليلي، زير درخت انار
و اين بود ايتاليا
دوشنبه نوزدهم تیر 1385
دوشنبه نوزدهم تیر 1385
گفتم حسم بهم دروغ نميگه...شك نداشتم كه ايتاليا قهرمان ميشه. حتي وقتي داور خواست همون اول بازي حال ايتاليا رو بگيره من اميدم رو از دست ندادم به هر حال طلسم هر 24 سال يك بار قهرماني ايتاليا پا بر جا موند و ايتاليا قهرمان شد...![]()
با اينكه طرفدار ايتاليام اما دلم براي فرانسه هم سوخت...
و اینست ایتالیا
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
چهارشنبه چهاردهم تیر 1385
یك دقيقه به پايان وقت اضافه دوم مونده و از چهره آلمان ها معلومه که دارن تو ذهنشون زدن ضربات پنالتي رو تمرين ميكنن...اما يه حمله برق آسا از ايتاليا، پاس پيرلو، و ضربه استادانه گروسو تير خلاصي هست بر ذهنيات آلمان هاي مغرور...داور ميخواد سوت پايان رو بزنه اما باز يه حمله ديگه از ايتاليا، پاس جيلاردينو، و ضربه بي نقص دل پيرو كاملا آلمان رو بي هوش ميكنه...خدایا ممنونتم
ايتاليا هر ۱۲ سال یک بار نایب قهرمان میشه و هر ۲۴ سال یک بار قهرمان حالا هم رفته فینال و قهرمان هم ميشه... حسم هيچ وقت دروغ نميگه...
ايتاليا هر ۱۲ سال یک بار نایب قهرمان میشه و هر ۲۴ سال یک بار قهرمان حالا هم رفته فینال و قهرمان هم ميشه... حسم هيچ وقت دروغ نميگه...
کاریکلماتور
دوشنبه دوازدهم تیر 1385
دوشنبه دوازدهم تیر 1385
» ماهي وقتي با مرخصي آب موافقت مي كند، سرش را از آب بيرون مي آورد.
» به حال ماهي اي اشك مي ريزم كه در سراب تخم گذاري مي كند.
» سراب نان ماهيگير را آجر مي كند.
اين هم دو كاريكلماتور از من كه تحت تاثير پرويز شاپور نوشتم
» دريا هر وقت احساس دلتنگي مي كند، نماز باران مي خواند.
» سراب زيباترين دروغيست كه ديده ام!
» به حال ماهي اي اشك مي ريزم كه در سراب تخم گذاري مي كند.
» سراب نان ماهيگير را آجر مي كند.
اين هم دو كاريكلماتور از من كه تحت تاثير پرويز شاپور نوشتم
» دريا هر وقت احساس دلتنگي مي كند، نماز باران مي خواند.
» سراب زيباترين دروغيست كه ديده ام!
لیلی زیر درخت انار
دوشنبه پنجم تیر 1385
دوشنبه پنجم تیر 1385
مقدمه:
ده ماه پيش شروع كردم به پیاده کردن كتاب ليلي نام تمام دختران زمين است
نوشته عرفان نظر آهاری اون موقع موفق شدم دو بخش از اين كتاب رو پیاده کنم كه
بعدش يه وقفه اي افتاد نتونستم ادامه بدم...حالا تصميم گرفتم بخشهاي بعدي
اين كتاب رو براتون بنويسم...بخش اول / بخش دوم
ليلي زير درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ.
هر اناري هزار تا انار داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود. دانه ها تركيدند. انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين بود. كافي است انار دلت ترك بخورد.
ده ماه پيش شروع كردم به پیاده کردن كتاب ليلي نام تمام دختران زمين است
نوشته عرفان نظر آهاری اون موقع موفق شدم دو بخش از اين كتاب رو پیاده کنم كه
بعدش يه وقفه اي افتاد نتونستم ادامه بدم...حالا تصميم گرفتم بخشهاي بعدي
اين كتاب رو براتون بنويسم...بخش اول / بخش دوم
ليلي زير درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ.
هر اناري هزار تا انار داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توي انار جا نمي شدند. انار كوچك بود. دانه ها تركيدند. انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد. ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين بود. كافي است انار دلت ترك بخورد.


