غیر مستقیم
پنجشنبه بیست و نهم دی 1384
پنجشنبه بیست و نهم دی 1384
» اخبار داره تصویر وزنه زدن حسین رضا زاده رو نشون میده و خبرش اینه که فدراسیون جهانی وزنه برداری میخواد بهترین وزنه بردار سال رو انتخاب کنه. برای انتخاب این وزنه بردار خوشبخت باید در نظر سنجی سایت فدراسیون شرکت کنید. نکته ای که اینجا هست سوق دادن صدا وسیما ما بینندگان رو به طرف رای دادن به حسین رضا زاده بطور غیر مستقیم هست که این حرکت از صدا وسیما جای هیچ تعجبی نداره.
» اين همه ما جامون رو از روي مرام به اين و اون داديم حالا كه خودمون يه جا براي نشستن ميخوايم كسي پا نميشه...از طرف يك جوان خسته از كار كه تو اتوبوس وايساده و داره ميره طرف خونش
» اين همه ما جامون رو از روي مرام به اين و اون داديم حالا كه خودمون يه جا براي نشستن ميخوايم كسي پا نميشه...از طرف يك جوان خسته از كار كه تو اتوبوس وايساده و داره ميره طرف خونش
هر دم از...
چهارشنبه بیست و یکم دی 1384
چهارشنبه بیست و یکم دی 1384
» هر دم از اين آسمان هواپيمايي صقوط ميكند و عده را كه انگار زيادي هستند به اون دنيا ميفرستد...هنوز ياد قبليه از يادمون نرفته يكيديگه صقوط كرد.
» بدجوري كم حرف شدم.
» آقا اينا بيان بجاي وارد كردن اين قرص ها كه نميدونم اسمش چيه بيان توي اين زميناي خالي كارخونهمشروب...بسازن تا جووناي مردم حال كنن...این حرفای من نیست ها یهو فکر بد نکنید. این ها حرفهای یه آقای راننده هست که از دست ترافیک و زوج و فرد بودن ماشین ها کلافه هست!
» بدجوري كم حرف شدم.
» آقا اينا بيان بجاي وارد كردن اين قرص ها كه نميدونم اسمش چيه بيان توي اين زميناي خالي كارخونه
خرابه ها / برای بم
دوشنبه پنجم دی 1384
دوشنبه پنجم دی 1384
پنجره سياه است
ميز سياه
آسمان سياه
برف سياه
...
اشتباه نكن!
نه دارو مي خواهم
نه روانشناس
تنها اين سنگ ها را بردار!
خاك را
كم كم كنار بزن
و در چشم هاي من نگاه كن !
چشم هاي من كه مثل زمين گرد است
تصويري از دنيا
دنياي درهاي قفل
دنياي ديوارهاي بي پايان
آن قدر كه هر بار برابر آينه مي ايستم
تصوير لاك پشتي به پشت افتاده
مرا به انتظار رهگذري مي برد
كه بيايد و بر گرداند دنيا را
شبي
از اين همه تنهايي
دست هايمان خواهد لرزيد
و خط خواهد خورد
نقاشي سال هايمان بر بوم
خرابه هاي بم بر بوم
ديوار هايي كه ساخته ايم
ديوارهايي كه بر سرمان ريخت
اما
من از تصويرهاي بعدي اين شعر مي ترسم
مي ترسم خدا تمامي درها را بردارد
بگذارد به روي دوش و دور شود
دور
دور
دور
آن قدر كه من بنويسم:
كليدهاي گم شده روزي پيدا خواهد شد
با قفل هاي گم شده چه كنيم؟
.: گروس عبدالملكيان :.
ميز سياه
آسمان سياه
برف سياه
...
اشتباه نكن!
نه دارو مي خواهم
نه روانشناس
تنها اين سنگ ها را بردار!
خاك را
كم كم كنار بزن
و در چشم هاي من نگاه كن !
چشم هاي من كه مثل زمين گرد است
تصويري از دنيا
دنياي درهاي قفل
دنياي ديوارهاي بي پايان
آن قدر كه هر بار برابر آينه مي ايستم
تصوير لاك پشتي به پشت افتاده
مرا به انتظار رهگذري مي برد
كه بيايد و بر گرداند دنيا را
شبي
از اين همه تنهايي
دست هايمان خواهد لرزيد
و خط خواهد خورد
نقاشي سال هايمان بر بوم
خرابه هاي بم بر بوم
ديوار هايي كه ساخته ايم
ديوارهايي كه بر سرمان ريخت
اما
من از تصويرهاي بعدي اين شعر مي ترسم
مي ترسم خدا تمامي درها را بردارد
بگذارد به روي دوش و دور شود
دور
دور
دور
آن قدر كه من بنويسم:
كليدهاي گم شده روزي پيدا خواهد شد
با قفل هاي گم شده چه كنيم؟
.: گروس عبدالملكيان :.
