انتقام
دوشنبه سی ام آبان 1384
دوشنبه سی ام آبان 1384
می خواهم تو را بکشم
اما
چاقو را در سینه خود فرو میکنم
نمیدانم
تو کشته خواهی شد
یا من؟
اما
چاقو را در سینه خود فرو میکنم
نمیدانم
تو کشته خواهی شد
یا من؟
.:گروس عبدالملكيان:.
حسین ایول
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384
پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384
با اینکه یه جورایی تکراری شده و ما قبل از اتفاق افتادنش میدونیم آخرش چی میشه...اما همیشه به دلمون میچسبه و وقتی موفق میشه مو به تنمون سیخ میشه...حسین رضا زاده رو میگم کسی که همیشه یه تنه آدم رو با موفقیتهاش خوشحال میکنه حتی بیشتر از صعود تیم فوتبال به جام جهانی برای من...حسین اویل خوشم اومد
852
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384
یه کم عجیبه ولی من باور میکنم... اینو میگم برای من کلش ۱۱۵۱ هست که ۸۵۲ تاش اسپمه
وای باران
سه شنبه هفدهم آبان 1384
سه شنبه هفدهم آبان 1384
...
واي باران
باران
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما
چه كسي نقش ترا خواهد شست؟
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
واي باران
باران
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما
چه كسي نقش ترا خواهد شست؟
آسمان سربي رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
مي پرد مرغ نگاهم تا دور
واي باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
حمید مصدق
دوشنبه نهم آبان 1384
بیست و یک سال و دو روز پیش من متولد شدم...سر ساعت ۱۲ ظهر وقتی که اذان رو میگفتن
پ.ن: عیدتونم مبارک
یه دل صاف همین...
چهارشنبه چهارم آبان 1384
چهارشنبه چهارم آبان 1384
این شبای احیا وقت خوبیه برای وصل شدن به اون بالاییه...اونی که همیشه به یاد ماست اما ما...نمیگم به یادش نیستیم اما یه وقتایی یه کم نسبت بهش کم لطفی میکنیم...اما اون انقدر بزرگه که این کم لطفی ها رو میبخشه... باید از این شبا خوب استفاده کرد تا بعدا افسوس نخوریم که چرا...برای وصل شدن چیز زیادی لازم نداریم فقط یه سیم رابط که یه دل صافه همین...
