[ دل • شخصی ]
ای دل صاب مرده
باز ترو خواب برده
پاشو از خواب و ببین
دنیاتو آب برده
باز ترو خواب برده
پاشو از خواب و ببین
دنیاتو آب برده
ترانه این روزهایم شده بی هیچ دلیلی
[ دل دریایی و چشمان تر • شعر ]
گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
[ پیرزن و دختر • داستان ]
فاصله دخترک تا پیرزن یک نفر بود، روی نیمکت چوبی رو بروی یک آبنمای سنگی.
پیرزن از دختر پرسید: غمگینی؟
نه.
مطمئنی؟
نه.
چرا گریه میکنی؟
دوستانم منو دوست ندارن.
چرا؟
چون قشنگ نیستم.
قبلا اینو به تو گفتن؟
نه.
ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
راست میگی؟
از ته قلبم آره.
دخترک بلند شد، پیرزن را بوسید و به طرف دوستانش دوید...شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرزن اشک هایش را پاک کرد، کیفش را باز کرد و عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت
پیرزن از دختر پرسید: غمگینی؟
نه.
مطمئنی؟
نه.
چرا گریه میکنی؟
دوستانم منو دوست ندارن.
چرا؟
چون قشنگ نیستم.
قبلا اینو به تو گفتن؟
نه.
ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
راست میگی؟
از ته قلبم آره.
دخترک بلند شد، پیرزن را بوسید و به طرف دوستانش دوید...شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرزن اشک هایش را پاک کرد، کیفش را باز کرد و عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت
[ پست سفید • یادداشت ]
هی نوشتم، هی پاک کردم. آخرش بیخیال شدم سفید میزارم بمونه این پست... هان خوب نیست
[ نی • شعر ]
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جدایی ها شکایت میکند
مولوی
از جدایی ها شکایت میکند
مولوی
نشنو از نی، نی نوای بی نواست
بشنو از دل ، دل حریم کبریاست
نی چو سوزد تل خاکستر شود
دل چو سوزد خانه دلبر شود
امام خمینی
[ حلزون • شخصی ]
گاهی وقتا سر به زیری باعث میشه وقتی از پارک نزدیک محل کارتون رد میشید همش سرتون پایین باشه تا احیانا پاهاتون روی حلزون های کوچیک روی سنگفرش کف پارک نره...
[ مترو و وبلاگ • یادداشت ]
شده تا حالا به این نکته فکر کنید که شاید اون جوونی که رو صندلی مترو روبه روت نشسته شاید یکی از مخاطب های وبلاگت باشه. فکر کردن به این نکته و ترسیم چهره های مخاطبان وبلاگتون جالب از آب در میاد.
